مدح و شهادت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در شب نوزدهم
سـتـاره، آیـنـهگـردانِ ربّـنـایِ عـلـی درخت، یک ورق شعله از دعایِ علی کدام سوست هلا شامگـاهِ نخـلستان؟ کجای این شبِ کوفیست جایِ پایِ علی؟ ستاره، گرمِ تماشا که تا سپـیدهدَمـان نمازِ گـریه بخـوانَد به اقـتـدای عـلی ستاره چشم به محـرابِ مسجدِ کوفه کشیده دست به عمامه و ردای علی ستارهسوختگان کاسههای شیر به دست نشـسـتـهاند به پـشتِ دَرِ سرای علی کدام صاعقه پژواکِ شقشقیۀ اوست؟ کدام صاعقه چون خطبۀ رسای علی؟ ستارهسوختگان، شرحهشرحه میپُرسند کجاست وسعتی از سایۀ کَسای علی؟ به «حبۀ عرنی»ها بگو که رسم کنند گـزارۀ نـفـَسـی از خـدا خـدای عـلی نـوشـتـهانـد سـفــرنـامـۀ فــتــوّت را چه پـوریایِ ولیها به بـوریایِ علی هزار پنجره وا شد مرا به باغ نجف هزار پـنجـره بر باغِ دلـگـشایِ علی گدای آبِ حـیاتی چرا تو در ظلمات بنوش جرعهای از مِی به روشنایِ علی بچرخ ساقی مسـتان و با هدایتِ ماه بـیار بـادهای از چـشـمۀ هـدای علی به روزِ واقعـه نهـجالبلاغه میشنوم میانِ معرکه با چرخشِ صدای علی تمامِ حـنجـرهام ذکـرِ یا علی مددست که قسمتم بشود یک نخ از عبایِ علی تمامِ حـنجـرهام ذکرِ یا عـلی مددست تمامِ حـنجـرهام شورِ هَل اتـایِ عـلی ستاره چیدهام از صبحِ سورۀ یاسـین در این تجلّیِ و الشمس و الضُحای علی انـار چــیـدهام از بــاغِ ســورۀ طــه انار چیدهام از شرحِ «انَّـما»ی علی کدام قـافـیه از بوتـراب، عـرشیتـر کدام قافیه چون خاک سُرمهسایِ علی قـلـنـدرانه به دریـا سپـردهای دل را هـلا قـلـنـدر دریـاست آشـنـای عـلی مسجّلست به مُهرِ غـدیریاش دریا شـنـاسـنـامـۀ دریـا خـطِ ولای عـلـی قـیامتست به هـنگـامۀ رجـزهـایش قیامتست به چاووشِ لا فَـتایِ علی کجاست گسترۀ خطبههایِ حیدریاش؟ کجاست دامـنۀ مـنطـقِ رسایِ علی؟ جفا کِشیده از آنان که خوردهاند دریغ هزار مرتـبه سوگـنـد بر وفـای علی کـدام حـج قـبول است بی ولایـتِ او اگر چه بگذری از مَشعَر و مِنایِ علی خوشا به حالِ کُمِیت و فرزدق و دعبل که جمله، دار به دوشند با ثنای علی رسیدهام به سحـرگـاهِ لیـلـة القـدرش که میرسد به بلـنـدایِ ربـنایِ عـلی هر آن غزل که سرودم نثارِ قنبرِ او هر آن قصیده که ناگفتهام فدایِ علی هـزارها گـره افـتاده است در کـارم سپردمش به دو دستِ گرهگُشایِ علی خوشم که جزء «گدایانِ خیلِ سلطانم» به بویِ قطرهای از چشمۀ سخای علی چه غم که کوهِ گناهت کمرشکن شده است که کوه، کاه شود پیشِ کهربای علی چه میشود به جـزا حـالِ ما سـوالله خـدا بخـیر کُـنَد حالِ مـاسـوای علی بگو به سینهزنان کـبود کـرب و بلا حسین بگذرد از سمتِ کربلایِ علی تو را بشارتِ شیرینِ مَن یَمُت یَرَنیست تو را به مرگ هـنیئاً لَک لقای علی خوشا به بحرِ حماسی سرودن از داغش که جز حماسه رسا نیست در رثایِ علی |